تبســـــــــم زندگی

تبســـــــــم زندگی

لبخند زیبای و ملیح زندگــــــی مامان و بابا

                                                                  

           

                                                                

        

 

و إِن یَکادُ الّذینَ کَفَروا لَیُزلِقونَکَ بِأَبصارِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّکرَ و یَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ و مَا هُوَ إِلاّ ذِکرٌ لِلعَالَمین

 

 

totalgifs.com welcome gif gif 83.gif

نوشته شده در شنبه 19 دی 1394ساعت 14:15 توسط مهدیه مامان تبسم
تولد چهار سالگی تبسم خانم

امسال به جای اینکه تولد شما رو بیست و هفت آبان بگیریم ، به خاطر برخورد با ماه صفر و وسط هفته شدن،به جاش دوم آذر که پنجشنبه بود انداختیم.

مهمونامونم مثل همیشه
دایی و عمه و مامان فرزانه و بابا محمود و بابا عباس و مامانی بود.

یه جشن کوچولو
خیلی خوش گذشت
مخصوصا به تو و علی

با کلی کادو و هدیه












































و اما کادو ها

بابا عباس و مامانی دوچرخه زحمت کشیدن.

بابا محمود و مامان فرزانه
آدم آهنی،کاپشن،بلوز لطف کردن

دایی رسول و زندایی ماشین بزرگ با یه خرس صورتی، لطف کردن

عمه زهرا و علی و عمو داوود،
ماشین کنترلي

من و بابا احمد النگو و چکمه و ساعت


مبارکه دخترم گلم

امیدوارم همیشه گل خنده روی لبات باشه تبسم زندگی من

































































نوشته شده در دوشنبه 20 آذر 1396ساعت 10:03 توسط مهدیه مامان تبسم |
سلام دختره قشنگم...
این روزها رو واست ثبت می کنم تا به یادت بماند








عروسی بهروز نوزدهم شهريور ماه نوددو شش...باغ تالار طوس












آکواریوم مرداد ماه با نازنین زهرا






کارگاه آب بازی،واقع در مهد کودک تیزهوش کوچک
















































شهربازي واژگان،با امیر عباس و خاله مریم و فهیمه و خاله اکرم
یه روز مهیج و شاد












آب بازی توی استخر با علي
















اینم کادو های روز دختر
مامان فرزانه تک پوش با شلوار سورمه اي
مامان فاطمه چادر بازی
من و بابا احمد هم گوشواره و النگو و کیک مامان پر
روزت مبارک دختره نازم
نوشته شده در دوشنبه 20 شهريور 1396ساعت 22:10 توسط مهدیه مامان تبسم |
خانم تشیعی 5210:
تبسم در جشن تولد متولدین اردیبهشت

قبل از اینکه تبسم دعوت بشه به جشن تولد خودم دست به کار شدم و یه کیک باب اسفنجي واسه تبسم خانم درست کردم
خودش که خیلی دوست داشت

روز دهم اردیبهشت هم دعوت شدیم در جشن تولد امیر جان

تولدت مبارک امیر جان

و روز پانزدهم اردیبهشت هم دعوت شدیم در جشن تولد علی

تولدت مبارک علی جان

دختره قشنگم ،گله همیشه خندان زندگی ام ،امید وارم،همیشه گل خنده روی لبانت باشه
تبسم جان در جشن تولد متولدین اردیبهشت
مامان مهدیه یه کیک به شکل باب اسفنجي واسه تبسم جان درست کرد و تبسم هم کلی خوشحال شمعهای روش رو فوت کرد








روز یازدهم اردیبهشت به همراه مامانی رفتیم تولد اميرجان














تولدت مبارک امیر جان
بعد هم تولد علی در روز پانزدهم اردیبهشت


















تولدت مبارک علی جان
دختر عزیزم امیدوارم که همیشه شاد باشی و گل خنده روی لبات
نوشته شده در پنجشنبه 5 مرداد 1396ساعت 16:24 توسط مهدیه مامان تبسم |
سلام سلام به همه
با یه تاخیر چند ماهه در خدمتتونم
توی همین پست اتفاقات چند ماهه اخیر رو به همراه عکس نشون میدم...
عید نوروز امسال






اینم از سفره هفت سین زیبای ما












سفر به گلپايگان
فصل بهار و زیبایی های تمام نشدنی اش،شکوفه های بهاری اش ما رو به وجد می آورد تا عکاس فصل زیبای بهار باشيم






رفتن به سیزده بدر در دشت زیبای شهنت












دختره قشنگم امیدوارم با ثبت عکسهایی از دوران بچه گی ات ، شادی و نشاط بزرگسالی رو برایت به ارمغان بیاورم.
نوشته شده در سه شنبه 3 مرداد 1396ساعت 15:49 توسط مهدیه مامان تبسم |
نوشته شده در دوشنبه 2 مرداد 1396ساعت 22:12 توسط مهدیه مامان تبسم |

روز عزیزای دل بابر
ناموس داداشا
هووی مامانا
دخی منگولا
جینگول مینگولا
روز دختر خوشگلا مبارک

 روز دختر رو به همه دختر خانوم های گل مخصوصا دختر گل خودم تبریک می گم
 

نوشته شده در دوشنبه 2 مرداد 1396ساعت 22:01 توسط مهدیه مامان تبسم |

بازم شب یلدا اومد ماه دی ماهی که من عاشقشم ماخ تولد مامان مهدیه

ماه خوردن انار های دون شده-ماه خرمالوهای شبرین-ماه هندوانه-ماه دی

یلدای همه مبارک

روز دوشنبه 29 آذر ماه  از طرف مهد کودک تبسم جان جشن شب یلدا گرفته بودن 

قرار شده بود همه بچه ها انار دون شده بیارن با یه ظرف میوه تزییین شده و لباس مهمونی بپوشن

اینم از تیپ تبسم خانوووم و طرف میوه تزیین شده

مراسم انار خوری در مهد

از راست به چپ:دانیال-نیلوفر-رضا-تبسم-کوثر-منا-الینا-فاطمه-ارسلان

دوستان مهد کودک تبسم جان

اینم مراسم شب یلدا در زیره کرسی و با حضوره نه نه سرما

اینم هنر خاله های مهد تبسم جان

اینم هدیه شب یلدای تبسم گه اطز طرف مهد بهشون هدیه دادن

یه جفت دستگش

دوست جون جونی تبسم جان فاطمه خانوم

 واما شب یلدا منزل بابا عباس مهربون 

ومامان مهدیه هم به خاطره توادش یه کیک بسیار زیبا پخته بود

ایان از سفرع شب یلدای ما

دایی رسول-بابا احمد-بابا عباس

دایی رسول-زندایی-تبسم-مامان مهدیه

 

تا آپ بعدی خدانگهدار

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 2 دی 1395ساعت 10:57 توسط مهدیه مامان تبسم |

سلام

ما بازم با آپ جدید اومدیم

می خواهیم بریم 19 آذر ماه

زمانی که تولد 33 سالگی بابا احمد رو جشن گرفتیم

یه کیک مامان پز با تزیین زیبا

اینم از فیگور های تبسم با کیک بابا احمد

تولدت مبارک بابا احمد نازنین ..ایشاله سایه ات همیشه بالای سره دخملی باشه

یه روزی هم توی مهدتون قرار بود که آش بپزند و ما یه لیوان عدس بردیم و خاله زهرا هم زحمت کشیدن و چند تا عکس از مراسم آش خوری شما گرفتن.....اینم عکساش

دوست های تبسم جان به ترتیب 

منا-فاطمه-نیلوفر-ارسلان-رضا-تبسم-الینا(بچه های سه ساله مهد)

اینم یه نمای دیگه از مهد کودک تبسم

 

نوشته شده در پنجشنبه 2 دی 1395ساعت 10:00 توسط مهدیه مامان تبسم |

141344x6mjpi8erl.gif

تولدت مبارک

بازم تولد شد

بازم فصل پاییز و ماه آبان و روز 27

بازم شمع فوت کردن و بازم کلی کادو گرفتن و

بازم مامان مهدیه به تکاپو افتادن برای برگزاری  جشن تولد

15.gif 16.gif 17.gif

بازم تولدت مبارک

امسال هم تم جشن تولدت توت فرنگی بود و مامان مهدیه دست به کاره یه کیک تولد سه طبقه شد

امسال هم یه جشن کوچیک خودمونی با حضور مامان فرزانه و بابا محمود و مامانی و بابا عباس و دایی رسول و زن دایی و عمه زهرا و علی کوچولو و عمو داوود

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

شمع موزیکال تولدت

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

موز و پرتغال هم به صورت سلف سرویس برای مدعوین محترم

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

ریسه هپی برس دی توت فرنگی

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

عکس های تبسم که عکس مشهد جدید تره

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

شکلات

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

اینم میز جشن تولد

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

 

پذیرایی هم میوه-شیرینی-ذرت مکزیکی-شکلات-اسمارتیز-نخودچی و کشمش بود

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

اینم کیک مامان پز سه طبقه 

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

خیلی واسه این کیک حرص خوردم

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

مدعوین محترم حاضر در جشن تولد

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

قسمت خوب جشن تولد

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

و اما شام هم همبرگر بود

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

و اما هدایایی که تبسم خانوم کادو گرفت

سازه که دایی رسول و زندایی زحمت کشیدن

و یه عروسک خوشگل

ممنون دایی و زندایی عزیز

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

چرخ خیاطی رو هم عمه زهرا لطف کردن

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

 

این بلوز و شلوار هم بابا عباس و مامانی زحمتشو کشیدن

اینم  بخور سرد که بابا عباس  و مامانی لطف کردن

که خیلی زحمت کشیدن

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

این رو هم مادر لطف کردن

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

بابا محمود و مامان فرزانه زحمت کشیدن

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

از همه سپاسگذارم  با با اومدنشون  ما رو خوشحال کردن 

من و بابا احمد هم 150 تومان پول واسه تبسم خانوم هدیه دادیم......

20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 20.gif 

 

نوشته شده در پنجشنبه 11 آذر 1395ساعت 18:42 توسط مهدیه مامان تبسم |

سلام به همه دوستان عزیزم 

خدا راشکر قسمتمون شد بریم مشهد ...دیدار امام مهربونی ها

یکی از دلایل عمده و مهم رفتنمون درخواست ها و پیگیری های مداوم تبسم خانوم بود 

یه شب که به همراه مامان  و بابام رفته بودیم روضه زنگ میزنه به باباش و می گه : بابا ما مشهدیم

خلاصه امام رضا هم به دل پاک دختری نگاه کرد و ما رو به مهمونی خودش دعوت گرد

روز 27 مهر ماه ساعت 12 ظهر پرواز داشتیم 

تبسم تا اون موقع سوار هواپیما نشده بود و من خیلی استرس اینو داشتم که توی هواپیما بی قراری کنه گوشش بگیره و یا حالت تهوع بهش دست بده به خاطره همین تدابیره امنیتی رو انجام دادم واسه حین پرواز یه بطری آب- دستمال کاغذی-قرص ضد تهوع-یه عدد پلاستیک و یه هنسفری واسه اینکه حین پرواز حوصله اش  سر نره و خداراشکر حین پروار عالی بود و هیچکدوم از این اتفاقات نیفتاد .

خیلی هم خوشحال میگفت: کاپتان ما رو ببر مشهد

فرودگاه اصفهان 

و بهش نشون میدادیم که این هواپیما ست

تبسم سوار هواپیما 

یه سلفی سه نفره توی هواپیما

من و تبسم همین الان یهویی......

 

خدا راشکر به سلامتی در خاک مشهد فرود آمدیم و قرار بود بریم هیل سیمرغ در میدان 17 شهریور 

وبعد از گرفتن اتاقمون رفتیم پا بوسه امام رضا (ع)

السلام علیک یل علی ابن موسی الرضا

این سفر سومی بود که به همراه تبسم به مشهد مشرف میشدیم

هوای مشهد توی اون سه روز خیلی سرد شد

چون توی صحن و حرم امام رضا نمی تونستم دوربین ببرم نتونستم عکس بگیرم 

این عکس هم شاسی که برای یادگاری برای تبسم گرفتیم

 

جاتون خالی باغ وحش مشهد هم رفتیم که برای تبسم دیدن این همه حیوون 

خیلی عجیب بود

قفس شیر ها

منم واسه تبسم شعر حیوانات رو می خوندم

سلطلن جنگل شیرهراضی

قدم زدن در باغ وحش

از همه بیشتر تبسم قفس پرند ها رو دوست داشت

تبسم از این اسب زیبا به همراه بچه اش خیلی دوست داشت

تبسم در حال شیر خوردن و نظارت بر حیوانات باغ وحش

قفغس فلامینگو ها

 

لاما یه حیوونی بین آهو و شتر

خیلی بیشتر از این عکس گرفتم از حالات تبسم ولی به همین چند تا هکس اکتفا می کنم

 

بعد از سه روز مهمان مام رضا بودن باید از ایشون خداحافظی می کردیم و به شهر و دیار خودمون بر میگشتیم

باز هم امام خوبی ها ما رو مهمون صفا و وجود خودت کنم..آمین

تبسم در فرودگاه مشهد

خوابیدن در هواپیما

اینم حسن ختام آپ امروز

تا آپ بعدی خدا نگه دار دوستان همراه وبلاگ

 

نوشته شده در سه شنبه 11 آبان 1395ساعت 8:12 توسط مهدیه مامان تبسم |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 18 صفحه بعد